عملیات سایبری
زندگی زیباست اما شهادت زیباتر
                                    
درباره وبلاگ


نويسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 216865
  • تاريخ ايجاد وبلاگ :دوشنبه 16 فروردین 1389 
  • تعداد کل نظرات : 130
  • تعداد کل پست ها : 606
  • آخرين بروز رساني : سه شنبه 21 خرداد 1392 

کدبنر سایت یزد آوا
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
بسم الله الرحمن الرحیم


گرچه در تکوین شخصیت و پیشرفت آدمی، برخورداری از همه فضیلت های اخلاقی و خصلت های شایسته انسانی نقش مؤثری دارند ولی برخی از این خصلت ها، بویژه در قسمتی از دوره های زندگی بسیار سرنوشت ساز هستند. به عنوان مثال، در دوره جوانی به دنبال شکوفایی استعداد و توانایی های بالقوه فرد، ضرورت تصمیم گیری های بسیار مهم، که گاهی مسیر زندگی نهایی انسان را در طول زندگی او مشخص می کند، پیش می آید. در چنین شرایطی، برخورداری از خصلت والای خودباوری زمینه سعادت و موفقیت او را در تمام عرصه های زندگی تضمین می کند. چه، جوان در سایه تحقق خودباوری است که به این اطمینان می رسد که اگر از مجموعه استعدادها و توانمندی هایی که دارد به طور مناسب بهره برداری نماید; به اهداف و آرزوهایی که دارد می تواند دسترسی پیدا کند. این احساس توانمندی و خودباوری، از او شخصیتی فعال و خلاق و امیدوار و... می سازد. و او را در برخورد با مشکلات و گرفتاری ها از دچار شدن به یاس و ناامیدی رهایی می بخشد. برای روشن شدن اهمیت این موضوع به اختصار ابعاد مختلف مساله خودباوری در این مقال مورد بررسی قرار می گیرد:
ادامه در لینک مطلب
 


ادامه مطلب





چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
 بسم الله ال رحمن الرحیم

برخی از خبرگزای‏های غربی مدتی است طی فراخوانی از همه کاریکاتوریست‏ها خواسته‏اند تا برای رسیدن به آزادی بیان، روز بیستم می (پنجشنبه 30 اردیبهشت) در مسابقه‏ای برای به تصویر کشیدن پیامبر (ص) شرکت کنند.

برگزاری مسابقه توهین به پیامبر(ص) در اروپا

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ در توطئه‏ای‏ آشکار و در یک اهانت عجیب به بیش از یک میلیارد مسلمان، قرار است مسابقه‏ای کفرآمیز با عنوان «روز به تصویر کشیدن پیامبر (ص)» در بیستم ماه می (پنجشنبه آینده) برگزار شود.

با توجه به بازتاب بسیار منفی اهانت به مقدسات در سال‏های گذشته، لازم است تشکل‏ها و نهادهای اسلامی این بار علاج واقعه را قبل از وقوع انجام دهند و مانع از برگزاری این مسابقه شوند.

در همین راستا «سید حامد علیشاه موسوی» از چهره‏های روحانی شیعه در پاکستان، در مراسم عزاداری حضرت زهرا (س) برگزاری مسابقه کاریکاتور پیامبر را به شدت محکوم کرد.

وی این مسابقه را که با ادعای دفاع از آزادی بیان و در اعتراض به مسلمانان برگزار می‏شود یک حرکت توهین آمیز دانست و گفت: "این حرکت در واقع توهین به همه پیامبران از جمله پیامبر مسلمانان و مسیحیان است و همه سازمان‏های بین المللی باید به شدت با این موضوع برخورد کنند."

این دانشمند شیعه همچنین این حرکت را بزرگترین فعالیت تروریستی صورت گرفته عنوان کرد و خواستار موضع گیری شدید علیه آن شد.

وی در ادامه گفت: "امت مسلمان باید فریاد خشم خود از این واقعه تاسف بار را به گوش جهانیان برسانند. آنها قصد دارند با این اقدام توهین آمیز با موضع گیری شدید مسلمانان علیه کاریکاتورهای موهن به پیامبر مقابله کنند".


ادامه مطلب





چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
بسم الله الرحمن الرحیم

انسان ، یک حقیقت است؛ حقیقتی که دارای ابعاد وجودی مختلفی است. آن جا که می گوید : «وزن و شکل من» یا «غذا و رشد من» ، درباره بعد جسمی و مادّی و طبیعی خویش سخن می گوید و آن جا که می گوید : «فکر و اندیشه و عقل من» ، از ابعاد غیر مادّی وجود خویش خبر می دهد.

پس انسان ها ، «من»ها و «خود»های گوناگونی دارند: خود حیوانی ، خود نباتی و خود روحانی. آنچه انسان را انسان کرده و بر سایر حیوانات برتری داده ، همین روح ملکوتی و نفخه الهی موجود در اوست.1

یکی از قدیمی ترین دستورهای حکیمانه جهان که به وسیله انبیای الهی به بشر ابلاغ شده و حکیمان بزرگ جهان نیز آن را به زبان آورده اند و اعتبار و اهمیت خودش را در طول تاریخ ، حفظ کرده و ارزش آن ، هر روز ، بیشتر کشف شده ، این است که : «ای انسان! خودت را بشناس».

ادامه در لینک مطلب

 


ادامه مطلب





یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
بسم الله الرحمن الرحیم

همّت در کلام خداوندی:

اين واژه به همراه مشتقات نزدیکش در کلام الله مجید شش مرتبه به کار رفته است، که عبارتند از:

1. عزم و اراده ای عاشقانه: واژه "هَمّ"درباره عشق زليخا به حضرت يوسف (علیه السلام) به كار رفته است. در کلام رسای الهی اين گونه آمده است: «وَ لَقَد هَمَّت بِه»1 و البته زليخا عزم به يوسف يافت، و در حالي كه مقدّمات به حسب ظواهر فراهم آمده بود. اما درباره يوسف (علیه السلام) "هَمّت" آمده، ليكن مشروط است كه فرمود: «وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ»2  و يوسف نيز عزم زليخا مي‌كرد اگر توجّه او به حقّ تعالی نمي‌بود. اين توجّه باطنی جناب يوسف را از اين كه عزم زليخا كند بازداشت كه به او پشت كرد و به سوي خداوند گريخت.

2. آيه ديگري كه در قرآن آمده: «إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون»َ3 "اي كساني كه ايمان آورده‌اید، نعمت خداوند را بر خود، ياد كنيد! آن گاه كه گروهي آهنگ شما را كردند كه به سوی شما دست دراز کنند، و شما و آئینتان را نابود سازند، پس خداوند دست‌هاي آن‌ها را از شما باز داشت، و از خدا پروا کنید و پیمان های او را نشکنید! و مؤمنين در امر دین و دنیای خود تنها به خداوند توكل كنند!"

خداوند نقشه گروهي از مخالفين را كه تصميم داشتند در عمل به ضرر و نابودي اهل ايمان عمل كنند بر طرف ساخت. البته رفع و دفع ضرر و خطر خود نعمتی است که زیبنده ی شکر و سپاس است، و این لطف به اشكال مختلف پيش ا این اتفاق افتاده بود، از اين جهت عبارت نكره و غيرمعيّن آمده است. چون در جريان "بني نظير"، مأموريت "عمربن وهب" از جانب قريش، نقشه مشركين "عسفان" كه همه نقش برآب شد.

خداوند برای اهل ایمان در قبال نقش بر آب شدن اين نقشه‌ها و نيّات شوم مخالف، دو وظيفه را در برابر مقرر فرموده است:

اوّل: تقوا داشته و شما اهل عصيان نباشید!

دوّم: به او توکّل كنيد، و کارهای مشكل خود را به او واگذار کنید، چرا كه او قادر و تواناست.

3. «وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّت طَّآئِفَةٌ مُّنْهُمْ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاُّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَيْءٍ »4 ای پیامبر! اگر فضل و مهر خداوند به شما نبود، گروهي از آن‌ها قصد كرده بودند كه شما را به انحراف بكشانند و البته در آن صورت آن‌ها جز خودشان را منحرف نكرده بودند.

این آیه شریف درباره طائفه"ابی طعمه" است که آن ها گمراهانی بودند که شروع به مقدماتي کرده بودند تا پیامبر (صلوات الله علیه و آله) و مسلمین را به معصیت و خطا بیندازند و از راه حق و صلاح به گمراهي بكشانند.5

فضل خداوند متعال بگونه ای شامل و جامع است كه تمام امور مادّي و معنوي پیامبر را فرا گرفته است که، این امتنان خداوند متعال به نبیّ مکرّم (صلوات الله علیه و آله) است و خود گویای عصمت حضرت خاتم انبیاء (علیه السلام) است.6

4. عزم قتل پیامبر: پس از خروج پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) از مدینه منوره به جانب غزوه تبوک و حین بازگشت به سوی مدینه، این حادثه اتفاق افتاد. «وَكَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ يَنَالُواْ»7 "پس از اسلام آوردنشان كفر ورزيده‏اند و بر آنچه موفق به انجام آن نشدند همت گماشتند"8

منافقین پس از آن که اسلام آورده بودند کافر شدند و در گردنه راه تبوک آهنگ جان پیامبر کردند ولی بدین کار  دست نیافتند. خلاصه داستان این است که عده ای که با پیامبر گرامی (صلوات الله علیه و آله) از مدینه خارج گشتند با یکدیگر قرار گذاشتند که به پیامبر مکر بزنند و البته آن قصه را مخفی نگه داشتند. جناب علامه شأن نزول این آیات قرآنی را با داستان "عقبه" که در آن طرح ترور پیامبر ریخته شده بود بیش از هر چه منطبق دیده اند. 9

5. نفس پرستان از مجاهدین: دیگر آيه ای که در قرآن همّت را مورد عنایت قرار داده درباره جنگ و غزوه "أُحد" است که فرمود: «ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ»10  پس از آن اندوه، آرامشی که خواب سبك را در پی داشت بر شما نازل کرد، ولی تنها گروهی از شما را دربر گرفت و گروهي ديگر که از فرار خود پشیمان نشده بودند و به سوی پیامبر بازنگشتند و تنها حفظ جانشان برای آن ها اهمیّت داشت، آرامشی نیافتند، و از بیم و هراس چشم بر هم ننهادند. آنان درباره خدا، همچون گمان دوران جاهلیّت، گماني نادرست بردند.

اين‌جا واژه اهتمام از مادّه «همّ» است كه آن را پیش از این عزمي كه هنوز در خارج عملياتي نشده دانسته ایم. ولي توجه باشد که واژه «اهتمام» همان عزم متعدّي شده است. يعني اين‌كه ديگري را به عزم و شروع وادار كنند. در اين‌آیه شریفه عامل اصلي كه آن‌ها را وادار به عمل كرده نفس های آن ها است. چون در خارج منازعی ندیده و مقتضياتی برخلاف اين‌ها وجود نداشته، پس نفس سركش آن‌ها فعال شده است.

6. قدر شناسی امّت ها: و آخرين آيه شریفه مبارکه: «وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ»11 و هر امتی آهنگ پیامبر خویش کردند تا او را بگیرند و بکشند و یا تبعیدش کنند.

همه اين آيات كريمه دلالت بر تحقّق عزمي دارد كه مقدمات كار شروع شده و اسباب آماده گشته ولي هنوز كار به عمل نرسيده،12  و نتيجه نداده است.13

-------------------

پی نوشت ها:

1. سوره مباركه يوسف، آيه شريفه 24.
2. سوره مباركه يوسف، آيه شريفه 24.
3. سوره مباركه مائده،‌ آيه شريفه 11.
4. سوره مباركه نساء، آيه شريفه 113.
5. سید محمد حسین، علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن،ج5، ص78.
6. سید محمد حسین، علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج5، ص81.
7. سوره مباركه توبه، آيه شريفه 74.
8. سید محمد حسین، علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج9، ص325.
9. سید محمد حسین، علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج9، ص326.
10. سوره مباركه آل‌عمران، آيه شريفه 154.
11. سوره مباركه مؤمن، آيه شريفه 5.
12. حسن مصطفوي، ص 313.
13. حسن مصطفوي، ص 314.


 


ادامه مطلب





یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
 بسم الله الرحمن الرحیم

طلیعه:

در حالی که ملّت شریف ایران اسلامی در لحظات تحویل سال 1389 همه چشم انتظار شنیدن سخنان مقام ولایت فقیه (ادام الله بقائه) بودند تا که ببینند سال جاری، چه نامیده می شود، و حضرت ایشان در پیام تحویل سال فرمود: «این سال را سال همّت مضاعف و کار مضاعف» می نامیم.

روز یک شنبه هشتمین روز از سال 89 بود که برای اخلاق به هیئت دولت رفته بودم. در آن جلسه، جناب آقای مهندس عزت الله ضرغامی نکته ای را درباره نام سال مطرح کردند: از مقام معظم رهبری (دامت برکاته) کسی درخواست کرد که شاید مناسب باشد که در نام سال تجدید نظری فرمائید که در این پیام واژه مضاعف یک بار بیشتر تکرار نشود. حضرت آقا فرمودند: "خیر! باید تکرار شود."1 روشن است که به تکرارش عنایت خاصّی دارند، نه این که تکرار این واژه بی حساب و یا لغو و یا لهو باشد.

از این رو، به توضیح و تبیین تک تک واژه ها خواهیم پرداخت، تا که بتوانیم در این سال بهترین برنامه را بر خود رقم زده و فرصت ها را بیش از پیش قدرشناسی کنیم. امید که رضای حضرت ختم الأولیاء (صلوات الله علیه) به حرف حرف و کلمه کلمه ی ما و سپس رفتارمان پرتو افکن گردد.

معنای همّت:

پیش از هرچه، واژه همّت را از دیدگاه واژه شناسان خواهیم دید تا که معنای آن بر ما روشن گردد، و بتوانیم به یاری خداوند متعال موارد كاربرد آن را مورد توجّه قرار دهیم. با این کار از اشتراکات لفظی پرهیز شده و قدر دقّت نظر و انتخاب برتر مقام ولایت فقیه (دام ظله) نیز بیشتر جلوه گر خواهد شد.

هَمّ در لغت:

- «هِمَّه» را جناب فیومی این گونه معنا کرده که: «اوّل العزم»، اول عزم را همّت گویند. «و الهَمّ: اوّل العَزیمَۀ ایضاً»2. همین که به جانب کاری عزیمت شود آن را نیز «همّ» گویند.

- درباره واژه «هَمَّ» ابن فارس گوید: «یَدُلُّ عَلَي ذَوبٍ وَ جَريَانٍ و دَبِيبٍ»3  بر ذوب شدن، به جریان افتادن و جنبیدن دلالت دارد. و اما «الهَمّ» چیزی است که «هَمَمتَ بِهِ،» بر آن همّت کنی. «ثُمَّ تَشتَقُّ مِنَ الهَمّ»: سپس از آن واژه «مُهِمّ الأمرِ» کار مهمّ اشتقاق یافته است.4 پس مهمّ نیز از مشتقات همّت است که آن کاری است که دارای اهمیّت است، یعنی ارزش ورود و اقدام را دارد.

- اما جناب مصطفوی «هَمَّ» را این گونه معنا کرده اند که «هُوَ العَزمُ عَلَی فِعلٍ مَعَ شُرُوع مُقَدّماتِهِ،»5 آن عزم و اراده به انجام کار با شروع مقدمات آن است. « وَ الإهتِمام، إختِيارُ ذلِكَ العَزم وَ الشُّروُع.»6 و اهتمام به معنای انتخاب آن عزم و تصمیم و شروع به آن است.

- در هر حال «همّ» را به معنای «قصد»، «تلاش جدّی برای به دست آوردن چیزی یا انجام دادن کاری» دانسته اند.7  و اما «اهتمام» به این معنا است که «ما باید تمام همّ خود، و تمام قوای مادّی و معنوی خود را مصروف چیزهایی کنیم که...»8 ارزش اقدام داشته باشد.

ویژگی همّت:

همّت و عزم جزم به کار، ویژگی و روحیّه ای پسندیده و قابل تقدیر است، البته که همیشه همّت در یک سطح نیست. به اصطلاح همّت ذو مراتب مشککه؛ دارای مراتب متعدّدی است که همه دم و همیشه یکسان و در یک سطح نیست. از این جهت حضرت امام علي (علیه السلام) فرموده باشند: «قَدرُ الرَّجُلِ عَلى قَدرِهِمَّتِهِ.»9 اندازه هر کس به اندازه همّت او است. قدر و منزلت افراد به همّت آن ها برآورد می شود.

باید توجّه داشت که افتخارات انسان ها به امور اعتباری بی ارزش نیست. پس او که شرافت خود را به طائفه، قبیله، حسب و نسب می بیند سخت در اشتباه است. از دیدگاه اولیاء اسلام (سلام الله علیهم) اگر کسی همّتی والا داشته باشد این خود گویای شرافت و بزرگواری اوست. همان گونه که در بیان حضرت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دیده می شود که همّت های والا را ستوده اند: «الشَّرفُ، بِالهِمَم العَالِیه، لابِالرمَمِ البَالِیه.»10 شرافت به همّت های بلند است، نه به استخوان های پوسیده. هرگز شرافت به بالیدن و نازیدن به اجداد و نیاکانی که در گورها پوسیده شده اند نیست، بلکه کامل ترین انسان بزرگواری و شرافت را به همتی والا برآورد فرمود.

 ------------------------

پی نوشت ها:

1. عزّت الله ضرغامی، اولین جلسه هیئت دولت، تهران، 8/1/1389.
2. احمد فيومی، مصباح اللغه، قاهره: 1313ق، تحت واژه همّ.
3. ابن فارس، مقاییس اللغه، قاهره: 1390ق، تحت واژه همّ.
4. ابن فارس، مقاییس اللغه، قاهره: 1390ق، تحت واژه همّ.
5. حسن مصطفوي، التحقیق، ج 11، ص 312.
6. حسن مصطفوي، التحقیق، ج 11، ص 312.
7. حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن، 1381، ج 8، ص 8374.
8. حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن، 1381، ج 8، ص 8374.
9. منتخب ميزان الحكمة، 314.
10. امام علی (علیه السلام)، نهج‌البلاغه.




ادامه مطلب





یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
 بسم الله الرحمن الرحیم

جايگاه همّت:

توجّه باشد كه همّت، عزم و اراده از جانب انسان‌ها است، ولي امر، حكم و تقدير از آن خداوند متعال است چنان که فرمود: «يَمْحُواللّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ»1 هرچه را او بخواهد محو و نابود سازد و هر چه را که بخواهد ثابت و پابرجا قرار می دهد. البته بايد دانست كه اراده او بر همه اراده خلق حاكم و غالب است.

خاستگاه همّت:

خاستگاه همّت باید از خویشتن انسان باشد وعزم و اراده نفس بر اصلاح خودش باشد. این که برخی به بهانه انسان دوستی و دیگر دوستی، همّت خود را بر دیگران و غیره ابراز می دارند، خطائی روشن و واضح است.

از این نیرو بر خود بیش از دیگران بهره ببر! که امام همام حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) نیکو فرمود: «إنَّ سَمتَ هِمَّتکَ لإصلاحِ النّاس، فَابدَء بِنَفسِک، فَإن تُعاطِیک صَلاحُ غَیرِک و أَنتَ فاسِدٌ أکبَر العَیبِ.»2 اگر همت والای اصلاح مردم را در سرداری، از خودت آغاز کن، زیرا پرداختن تو به اصلاح دیگران، در حالی که خود فاسد باشی، بزرگ ترین عیب است.

آثار همّت:

برای همّت آثار و برکاتی را می توان بر شمرد که برخی عبارت اند از:

1. پوشانیدن گناه:

از نبیّ مکرّم اسلام (صلوات الله علیه وآله) گزارش گردیده که فرموده اند: «إنَّ مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوباً لایُكَفِّرُها صَلاهٌ وَ لاصَدَقَهٌ، قِیلَ یا رسولَ اللهِ فَما یُكَفِّرُها؟ قالَ: الهُمُومُ فی طَلَبِ المَعِیشَهِ»3 بعضی از گناهان به وسیله نماز و صدقه هم آمرزیده نمی شوند. سؤال شد یا رسول الله! پس چه چیز موجب آمرزش آن است؟ فرمود: جدیّت و تلاش در طلب معیشت. آری، که ارباب و اصحاب همت ها که طالب معیشت و روزی حلالند بدانند که آراستگی به همُت و عزم راستین، آن ها را خود کفران برخی گناهانی خواهد شد که هیچ پوششی بر آن ها برتر از این نخواهد بود.

2.  بزرگواری و شرافت:

کرامت و بزرگواری زائیده و نتیجه همّتی بلند است. چنان که حضرت مولی على (عليه‏السلام) به آن اشاره ای بلیغ کرده و فرمود: «الكَرَمُ نَتيجَةُ عُلُوِّ الهِمَّه.»4 كَرَم داشتن، زاييده بلندى همّت است. افرادی که از همّت والا برخوردارند در جامعه انسان های شریف و گرامی خواهند بود، که دیگران آن ها را ارج می نهند.

3. جوانمردی:

مروّت و جوانمردی از برکات همّت است. حضرت امام مجتبی (علیه السلام) فرموده اند: «لامُرُوَّة لِمَن لاهِمَّة لَه.»5 كسي كه همت ندارد مروّت ندارد.

ارزش مثبت همّت ها:

انسان عاقل هر که را دارای عزم و همّت ببیند، او را دارای ارزشی مثبت تلقّی می کند و اولیاء اسلام نیز همه را به آن ارزش والا، فرا خوانده اند. حضرت امام علی (علیه السلام) فرموده اند: «كُن بَعيدَالهِمَمِ إذا طَلَبتَ، كَريمَ الظَّفَرِ إذا غَلَبتَ.»6 هرگاه در پى‏چيزى هستى، بلند همّت باش!

آسیب همّت ها:

همّت چون نوعی برندگی کار و یا پر انرژی بودن است، باید دید دست چه کسی داده شده و از آن چگونه استفاده می گردد. اگر آن را به دست شخص عاقل دهند و یا ابلهی بر آن مسلّط گردد، هرگز یکسان نخواهد بود.

واستان از دست دیوانه سلاح            تا که بازآید به تو عقل و فلاح
بی ادب را علم و فن آموختن              دادن تیغ است دست راهزن

نباید نیروی همّت را هرکجا به کار گرفت که سکّوی پرش آن باید مواردی ارزشمند و ارزشی باشد تا که به بار نشیند و بتواند از خسران به دور بوده و تأمین آخرت نماید و گرنه انسان را به مهلکه انداخته و دردرّه سقوط می اندازد. امام علی (علیه السلام) فرموده اند: «اِقصِر هِمَّتَک عَلی مَا یلزمُک و لاتخُض فِیما لایعنِیک»7  همّت خود را صرف چیزهایی کن که به آن نیاز داری! و آن چه را که به کار تو نمی آید پی گیری مکن!

پس این نیروی ارزشمند را به کار بیهوده مینداز! که ضایع کردنِ فرصت ، و تباهی در عمر گرانمایه است. در این جاست که معرفت و شناخت ارزش خود را نشان می دهد و هر کس بتواند بر مبنای عقل و تدبیر، انتخاب مورد و موضوع کند و سپس کارش را با همّتی قوی ادامه دهد؛ او بار را به سلامت به سر منزل مقصود خواهد رسانید وگرنه باشتاب هر چه بیشتر به قهقرا سیر کرده و خود را به نابودی سریع تر خواهد رسانید.

----------------------

پی نوشت ها:


1. سوره مبارکه رعد، آیه شریفه 39.
2. نهج‌البلاغه.
3. محدّث قمّی، مستدرك الوسائل، ج 13، ص 13.
4. غرر الحکم، 1477.
5. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 8 ، ص 111.
6. امام علی (علیه السلام)، نهج‌البلاغه.
7. نهج‌البلاغه.

مرتضی آقاتهرانی




ادامه مطلب





یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
 بسم الله الرحمن الرحیم

باز هم نوای کجایید‌ای شهیدان خدایی، ‌باز هم بوی عود و گلاب و اسپند، ‌باز هم تکرار لحظات آسمانی در این عالم ناسوت، ‌باز هم خبر از افلاکیان آمده بود، ‌افلاکیانی که آمده بودند تا خاکیان را از خواب غفلت بیدار کنند.
خیابان‌های تهران روز جمعه باز حال و هوای آن روزگار قشنگ و الهی را به خود گرفته بود، ‌روزگاری که در آن خبری از منیت و خودخواهی نبود. ‌کسی «من» نمی‌گفت همه «ما» بودیم. ‌مسابقه برای «خدمت» بود نه «قدرت و ثروت». ‌همه چیز رنگ سادگی داشت و صداقت، ‌نه خبری از اشرافیت بود و نه پدیده آقازادگی، ‌ساده‌زیستی ارزش بود و زندگی پر زرق و برق مورد نکوهش مردم.
جمعه از همه قشری و همه سنی آمده بودند. ‌مادرانی با عکس‌هایی در بغل؛ اگر آن روزها برای بدرقه شاید تنها فرزندشان ولی امروز برای استقبال آمده بودند؛ استقبال از جوانانی که ظاهراً آنها را نمی‌شناختند اما هر چه بود بوی فرزندان خود را از آنان استشمام می‌کردند. ‌آمده بودند تا سراغ فرزندان مفقودالاثر خود را پس از دو دهه از این پیکرها بگیرند. ‌خدا را چه دیدی شاید آن فرزند گم شده اکنون در میان این 89 پرستوی خونین بال باشد.
برخی نیز آمده بودند تا جای مادران این شهدا را پر کنند. آنها می‌دانستند که در این سال‌های طولانی خیلی از مادران این شهدا آنقدر چشم به در دوختند که اجل امانشان نداد. ‌آمده بودند تا اگر این شهیدان سراغ مادرشان را از جمعیت تشییع کننده گرفتند، ‌همه یکصدا فریاد بزنند ما همه مادر شماییم.  چه حال و هوایی داشتند جوانانی که حتی روزگار دفاع مقدس را به خاطر هم نمی‌آوردند، اما با اشک چشم، ‌چفیه‌های خود را به قصد تبرک بر تابوت شهدا می‌ساییدند و کودکانی که با سربند «یا زهرا (س)» همراه والدین خود به تشییع این سبکبالان آمده بودند.
مردم چه شعارهایی می‌دادند و چه نوحه‌هایی با هم می‌خواندند. در آن وسط صدای آهنگران بلبل جبهه‌ها نیز خودنمایی می‌کرد و حال هوای شب‌های عملیات را بیشتر تداعی می‌کرد. «جنگ ما را عاشق خود کرده بود...جبهه ما را لایق خود کرده بود...»
در میان 89 شهیدی که روز گذشته بر دستان پرعطوفت مردم بدرقه شد، پیکر پاک فرمانده دلاور سپاه اسلام سردار علی هاشمی دلاور هور و مجنون خودنمایی می‌کرد؛ دلاوری که طی 22 سال گذشته کمتر از او شنیده‌ایم و اکنون پس از این همه سال که همچون پرستویی مهاجر به آغوش وطن باز می‌گردد تازه از او می‌شنویم. سرلشکر شهیدی از تبار همت ها و باکری‌ها، از دیار چمران‌ها و بروجردی‌ها، از تبار همان مردهای بی‌ادعایی که همه چیز خود را و حتی جان عزیزشان را کف دست گذاشتند و تقدیم انقلاب خمینی (ره) کردند.  اما کوچک‌ترین ادعایی نداشتند نه اینکه از انقلاب آن پیر فرزانه به همه چیز رسیده باشند و اکنون نیز همچون طلبکاران با نظام سخن بگویند و خود را صاحب انقلاب بشمارند. دیروز در بین مردم تشییع کننده که می‌گشتی سؤالی در بین آنها موج می‌زد که آن کسانی که می‌خواستند انقلاب خمینی (ره) را احیا کنند اکنون کجا هستند؟ آنان که مدام از آن دوران و شهدا می‌گفتند آیا این افراد را شهید نمی‌‌دانند که قدم رنجه کرده و با این مردم عزادار همراهی کنند؟ دیروز مردم می‌پرسیدند آقای میرحسین موسوی و همسرش که طی چند هفته گذشته مدام در حال رفت و آمد به خانه کشته‌های جنبش سبز است، آیا وقت نداشت که چند دقیقه‌ای برای عرض تسلیت به خانواده‌ این شهیدان در این تجمع عظیم حاضر شود؟ آیا بازمانده‌‌های این شهدا نیاز به همدردی ندارند یا اینکه اینان هموطن آقای موسوی نیستند؟


ادامه مطلب





یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
بسم الله الرحمن الرحیم

شبکه المستقلة و شهادت حضرت زهرا(س)

امسال نيز به گونه اي ديگر مراسم فاطميه در ايران و مساله شهادت حضرت زهرا، با زيرنويس هايي در شبکه ماهواره‌اي «المستقله» که مقر آن در انگلستان است آغاز شده است.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ شبکه ماهواره‌اي «المستقله» انگلستان، شبکه‌اي است که با عنوان دفاع از عقائد اهل سنت تشکيل شده و تاکنون با ترتيب دادن چندين مناظره جنجالي، که به ادعاي مسؤلان اين شبکه بييندگان آن به حدود پنجاه ميليون نفر رسيد، تلاش در بر هم زدن روابط برادرانه بين شيعه و سني داشته است . سال گذشته اين شبکه با اعلام موضوعي جديد براي مناظره از شيعيان دعوت کرده و ادعا نمود که در صدد است تا وجود نداشتن هرگونه روايت صحيحي در منابع شيعه و سني در شهادت و مظلوميت حضرت زهرا را ثابت نموده و به زعم خويش يک بار و براي هميشه به پرونده شرکت هر ساله شيعيان در عزاداري فاطميه را مختومه سازد. اين روند امسال نيزبه گونه اي ديگر مراسم فاطميه در ايران و مساله شهادت حضرت زهرا، با زيرنويس هايي در اين شبکه آغازشده است.

سال گذشته بزرگان شيعه که از سوء سابقه اين شبکه در تحريک عواطف مذهبي شيعه و سني با اطلاع بودند، ابتدا دستور به عدم شرکت شيعيان در اين مناظره نمودند؛ اما از آن‌جا که اين شبکه بناي ايجاد تفرقه ميان شيعه و سني را داشت و با دعوت رسمي از شيخ جناحي از علماي عراق و نيز از صباح الخزاعي به عنوان متفکري شيعه روش جديدي را در پيش گرفت و آن استفاده از عدم تخصص جناب آقاي جناحي در زمينه بحث هاي کلام جديد و نيز ادعاي دروغين صباح الخزاعي در مورد شيعه بودن خويش و منکر شدن بسياري از اصول ثابته نزد شيعه بود .

البته عده اي از مراجع و بزرگان حوزه از جمله «حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي» به محض اطلاع و آگاهي از اين موضوع با «حجت الاسلام دکتر حسيني قزويني» تماس حاصل نموده و از ايشان مي‌خواهند تا با شرکت در اين مناظره توطئه جديد وهابيت در ايجاد اختلاف ميان شيعه و سني را خنثي نموده و روايات موجود در اثبات شهادت حضرت صديقه طاهره ـ سلام الله عليها ـ را در آن برنامه در معرض ديد تمامي مسلمانان عالم قرار دهند.

از سوي ديگر «حجت الاسلام والمسلمین کوراني» با اين شبکه تماس گرفته و با معرفي دکتر حسيني قزويني به اين شبکه اعلام مي‌دارد در صورتي که بناست نظرات واقعي شيعيان در اين برنامه و مناظره مطرح گردد بايد از ايشان در اين برنامه دعوت به عمل آيد.

در دوره قبل حضور و شرکت آقای حسيني قزويني در اولين شب مناظره که مصادف با چهارمين شب آغاز اين مناظره ‌بود در حالي صورت گرفت که در شب‌هاي قبل، اين شبکه با زير نويس و مانور‌هاي مداوم مجري اين برنامه (دکتر الهاشمي) همواره بر اين نکته تأکيد مي‌کرد که شيعه در ادعاي خود مبني بر جسارت خلفا به حضرت زهرا هيچ مدرک صحيحي حتي در کتاب‌هاي خود ندارند.

اما با حضور دکتر حسيني قزويني در اولين شب مناظره ورق برگشت و داستان دقيقا بر خلاف روند مورد نظر و نتيجه‌اي که از آن مورد انتظار بود رقم ‌خورد و به صورت ديگري ادامه و ختم ‌گرديد. يعني نه تنها فتنه ايجاد اختلاف و درگيري مذهبي بين شيعه و سني از بين ‌رفت، بلکه با مطرح شدن روايات اهل سنت در مورد هجوم خلفا به خانه حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ و نيز روايات صحيحه شيعه، سبب آگاهي بسياري از مردم و اهل سنت را فراهم آورد.

سخنان و روشنگري‌هاي دکتر حسيني قزويني در اين مناظره سبب شد تا شرکت کنندگان سني و مجري اين برنامه رفته، رفته از ادعاي خود عقب نشيني نموده و زيرنويس‌هاي برنامه عوض شده و با دست برداشتن از هياهو‌ و جنجال‌هاي چند شب قبل، اصل هجوم و اسقاط جنين و شکستن پهلو و شهادت حضرت محسن ـ عليه السلام‌ ـ را پذيرفته و فقط به همين مقدار بسنده کنند که عمر و ابوبکر به طور مستقيم در اين اقدام شرکت نداشته‌‌اند.

در اين مناظره که با وجود نابرابر بودن نيروهاي موجود در آن و مقابله تمامي افراد حاضر در مناظره از جمله «دکتر الحسيني» از اهل سنت بحرين، «دکتر ابوشوارب» از اهل سنت مصر و خود «دکتر الهاشمي» مدير سنّي اين مناظره و نيز «صباح الخزاعي» که در اصل سنّي ولي به دروغ خود را شيعه معرفي کرده بود، اما با هوشياري دکتر حسيني قزويني اين ادعا باطل گرديد و حقانيت نظر شيعه در اين زمينه بر حق جويان ثابت گرديد و تريبوني که براي ترويج درگيري ميان شيعه و سني در نظر گرفته شده بود، وسيله‌اي براي بيان مظلوميت حضرت زهرا با روايات فريقين گرديد.

اين عمل ايشان سبب تغيير يافتن جوّ مناظره و برخوردهاي غير معقول مدير مناظره - دکتر الهاشمي- گرديد که خود به خوبي بيانگر ناراحتي مسئولين مناظره از اثرات آن بود اما اين برخوردهاي غير معقول نيز با لطف الهي ناکام ماند و شيعه سر افراز از اين مناظره بيرون آمد. در پي اين پيروزي شيعه، حضرت آيت الله العظمي مکارم از جناب آفای حسینی قزويني تشکر کرده و فرمودند: «برخوردهاي اخير عده اي از بزرگان اهل سنت در مواجهه با شهادت حضرت زهرا به خوبي نشانگر استيصال ايشان و سبب مشخص شدن نقطه ضعف ايشان گرديده است که بايد از اين نقطه کمال استفاده را نمود».




ادامه مطلب





یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
 بسم الله الرحمن الرحیم

داستان مقاومت یک بانوی شیعه برای حفظ حجابش در آمریکا
هر روز با آب دهان مردم خیس می‏شدم!

«زهرا گونزالس» بانوی نوشیعه‏ی آمریکایی حکایتی باورنکردنی از مقاومت خود در برابر اهانت‏های مردم آمریکا نسبت به حجاب و زن مسلمان بازگو کرد.

هر روز با آب دهان مردم خیس می‏شدم!

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ خانم زهرا گونزالس بانوی مسلمان و نوشیعه‏ی آمریکایی که چند سالی است به کشورمان مهاجرت کرده است، در حاشیه جشنواره دختران آفتاب، برایمان از وضعیت دشوار زنان و بانوان مسلمان و محجبه در آمریکا و جوامع غربی حکایاتی تعریف کرد.

در طول این مصاحبه، چند باری لرزه بر اندامم افتاد و هوای دل و دیده‏ام را ابری کرد؛ نه به خاطر اینکه او چه سختی‏هایی کشیده است، بلکه به این دلیل که اینگونه زنان مسلمان در غرب، برای حفظ حجاب خود از جان مایه می‏گذارند؛ اما درعوض در ایران و برخی کشورهای اسلامی که همه در انتخاب حجاب آزادند و کرامت زن مسلمان محفوظ است، متأسفانه برخی از دختران و زنان‏مان حرمت پوشش اسلامی را پاس نمی‏دارند!

زهرا گونزالس می‏گفت:

12 یا 13 ساله بودم که مادرم به دین اسلام گروید. پیش از آن ما کاتولیک بودیم و من در مدارس کاتولیکی درس می‏خواندم. بعد از اسلام آوردن مادرم، او ما (من و برادران و خواهرانم) را نیز بدون هیچ اجباری به اسلام دعوت کرد و ما همگی به عشق و علاقه خود مسلمان شدیم.

از آن به بعد همواره با پوشیدن روسری، در انظار ظاهر می‏شدم. درست یادم هست که روز آغاز سال تحصیلی بود. من به کلاس اول راهنمایی می‏رفتم و اولین بار بود که می‏خواستم با روسری به محیط آموزشی بروم. بارها خود را در آینه مشاهده کردم و از اینکه روسری‏ام به رنگ آسمان است، بسیار شاد بودم. می‏خواستم با دوستانم هم این شادی را تقسیم کنم. فکر می‏کردم همگی از نوع پوشش من لذت می‏برند...

اتوبس مدرسه رسیده بود و من آخرین نفری بودم که سوار شدم. از همین اتوبوس‏های زرد بزرگ که همیشه برای سرویس مدارس استفاده می‏شود. از داخل سرویس سروصدا و هلهله شادی بچه‏ها شنیده می‏شد. همینکه وارد اتوبوس شدم و چشم بچه‏ها به من افتاد، ناگهان برای مدتی "سکوت" بر اتوبوس حکم‏فرما شد. یکی فریاد زد که «اینو ببینید؛ چی سرش گذاشته!!» یکی دیگر از بچه‏ها برای من آشغال پرتاب کرد، دیگری حرف‏های رکیک نثارم کرد... می‏خواستم فرار کنم؛ اما راننده اتوبس در را بست و گفت: «بنشین!» پایم بسیار سنگین شده بود و یارای حمل به من به سمت صندلی را نداشت؛ همان دو یا سه قدم به سمت صندلی برایم به اندازه یک سال طول کشید. بالاخره بر روی یکی از صندلی‏ها در ردیف جلوی اتوبوس نشستم. همچنان فحاشی‏ها و پرتاب اشیاء به سمت خودم را حس می‏کردم و می‏شنیدم؛ ولی به روی خودم نمی‏آوردم. به مدرسه که رسیدیم، احساس کردم روسری‏ام خیس شده؛ بعدها یکی از دوستانم گفت که بچه‏ها در سرویس و در طول راه، یکی یکی به سمت من می‏آمده‏اند و به روسریم آب دهان می‏اندخته‏اند!

این داستان هرروز برای من تکرار می‏شد و من مجبور بودم با خودم دو یا سه روسری به مدرسه بیاورم تا پس از پرتاب‏های آب دهان از طرف دانش‏آموزان، دومی یا سومی را به سر کنم!

خانم گونزالس با چنان شور و حرارتی این داستان را تعریف می‏کرد که گویی همین چند روز پیش این اتفاقات برایش رخ داده است؛ اما عجیب اینکه او اصلا از بیان این خاطرات تلخ ناراحت نبود!

وقتی پرسیدم «آیا از یادآوری این قضایا ناراحت می‏شوید؟» گفت: «ما رأیت الا جمیلا! مگر من از حضرت زینب(س) بالاترم؟ هرگز !  او با آن همه سختی، مصائب کربلا را زیبا می‏دید؛ حال من بیایم و از اینکه به وظیفه مسلمانیم عمل کرده‏ام ناراحت باشم؟»

"زهرا" در پایان گفت: «از اینکه می‏بینم در ایران تعداد زیادی از زنان و دختران اهتمام جدی‏ای به حجاب و پوشش خود ندارند، دلم به درد می‏آید!»

این را گفت و با لبخندی به سمت کودک خردسال خود که در کالسکه خوابیده بود، رفت.




ادامه مطلب





شنبه 25 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
 بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت علی عليه السلام می فرماید:

«خیر الهمم اعلاها»[۱]

بهترین همت ها، بلندترین آن ها است.

نیز می فرماید:

«من رقی درجات الهمم عظّمته الامم»[۲]

هر که از نردبان همت بلند، بالا رود جهانیان او را به دیده تعظیم بنگرند.

همت عالی ز فلک بگذرد                      مرد به همت تواند ز ملک بگذرد

پیامبر اکرم صلي الله عليه و آله می فرماید:

«انّ الله یحبّ معالی الامور و یکره سفسافها»[۳]

خداوند متعال از کارهای بزرگ و امور عالی خوشنود می گردد و کارهای پست و بی ارزش را ناپسند می داند.

افراد با همت به مقاصد بالا نائل می شوند ولی افراد بی هدف و بی تلاش هرگز به جایی نمی رسند.

حضرت علی عليه السلام می فرماید:

«الکرم نتیجة علوّ الهمّة»[۴]

بزرگواری و آقایی نتیجه داشتن همت بلند است.

نیز می فرماید:

«الفعل الجمیل ینبی عن علوّ الهمّة»[۵]

نیز می فرماید:

«من بذل جهد طاقته بلغ کنه ارادته»[۶]

هر که توان خود را برای رسیدن به هدف خود به کار گیرد به تمام خواسته هایش خواهد رسید.

نیز می فرماید:

«قدر الرّجل علی قدر همّته»[۷]

امام حسین عليه السلام می فرماید:

بلغت العالمین الی المعالی بحسن خلیقة و علوّ همّة

من به وسیله اخلاق نیک و همت بلند به مقامات دو جهان راه یافتم.

حضرت علی عليه السلام می فرماید:

«من شرف الهمّة بذل الانسان»[۸]

بذل و بخشش آدمی نشانه بلند همتی اوست.

نیز می فرماید:

«شجاعة الرّجل علی قدر همّته»[۹]

شجاعت مرد به اندازه همت اوست.

و می فرماید: «من شرف الهمّة لزوم القناعة»[۱۰]

همت بلند، قناعت همیشگی همراه دارد.

و می فرماید: «الکرم نتیجة علوّ الهمّة»[۱۱]

بزرگی، نشانه بلند همتی است.

از سوی دیگر، کارهای پست نشانه بی همتی یا پستی همت است. همان طور که همت بلند به آدمی شخصیت می بخشد، او را رشد می دهد و به کمالات می رساند، همت کوتاه و بی تفاوتی، به سقوط انسان می انجامد و جز اتلاف وقت و هدر دادن فرصت ها واز دست رفتن امکانات و استعدادها چیز دیگری برایش نمی آورد.

حضرت علی عليه السلام می فرماید:

«ما رفع امرء کهمّته و لا وضعه کشهوته»[۱۲]

هیچ چیز مانند همت بلند انسان را بزرگ نکرد؛ چنان که چیزی مانند شهوت رانی او را به زمین نزد.

و نیز می فرماید:

«من صغرت همّته بطلت فضیلته»[۱۳]

کسی که همتش کوچک باشد فضائل او از دست می رود.

و نیز می فرماید: «من دنت همّته فلا تصحبه»[۱۴]

با آدم کوتاه همت هم صحبت مشو (که تو را نیز ساقط می کند).

و نیز می فرماید: «من کانت همّته ما یدخل فی بطنه کانت قیمته ما یخرج من بطنه»[۱۵]

کسی که همتی جز پر کردن شکم ندارد قیمت او نیز همان است که از شکم او بیرون می آید.

و نیز می فرماید: «ما ابعد الخیر ممّن همّته بطنه و فرجه»[۱۶]

چه بی خیر است کسی که فکری جز شکم و شهوت ندارد.

و نیز می فرماید: «من کانت الدّنیا همّته اشتدّت حسرته عند فراقها»[۱۷]

کسی که همتی جز دنیا ندارد هنگام مردن غصه او بسیار خواهد بود.

و نیز می فرماید:

«اجعل همّک و جهدک لآخرتک»[۱۸]

همت و تلاش خود را صرف آخرتت کن.

همت اگر سلسله جنبان شود             مور تواند که سلیمان شود



[۱] . غررالحکم، ص ۴۴۸/

[۲] . همان.

[۳] . وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۷۳/

[۴] . غررالحکم.

[۵] . غررالحکم.

[۶] . غررالحکم ، ص ۴۴۴/

[۷] . غررالحکم، ص ۳۵۹/

[۸] . غررالحکم، ص ۳۵۹/

[۹] . غررالحکم، ص ۳۵۹/

[۱۰] . غررالحکم، ص ۳۵۹/

[۱۱] . غررالحکم، ص ۳۵۹/

[۱۲] . غررالحکم، ص ۳۵۹/

[۱۳] . غررالحکم، ص ۳۵۹/

[۱۴] . غررالحکم، ص ۳۵۹/

[۱۵] . غررالحکم، ص ۳۵۹/

[۱۶] . غررالحکم، ص ۳۵۹/

[۱۷] . غررالحکم، ص ۳۵۹/

[۱۸] . غررالحکم، ص ۳۵۹/

 
 





ادامه مطلب





جمعه 24 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
 بسم الله الرحمن الرحیم

گرچه در تکوین شخصیت و پیشرفت آدمی، برخورداری از همه فضیلت های اخلاقی و خصلت های شایسته انسانی نقش مؤثری دارند ولی برخی از این خصلت ها، بویژه در قسمتی از دوره های زندگی بسیار سرنوشت ساز هستند. به عنوان مثال، در دوره جوانی به دنبال شکوفایی استعداد و توانایی های بالقوه فرد، ضرورت تصمیم گیری های بسیار مهم، که گاهی مسیر زندگی نهایی انسان را در طول زندگی او مشخص می کند، پیش می آید. در چنین شرایطی، برخورداری از خصلت والای خودباوری زمینه سعادت و موفقیت او را در تمام عرصه های زندگی تضمین می کند. چه، جوان در سایه تحقق خودباوری است که به این اطمینان می رسد که اگر از مجموعه استعدادها و توانمندی هایی که دارد به طور مناسب بهره برداری نماید; به اهداف و آرزوهایی که دارد می تواند دسترسی پیدا کند. این احساس توانمندی و خودباوری، از او شخصیتی فعال و خلاق و امیدوار و... می سازد. و او را در برخورد با مشکلات و گرفتاری ها از دچار شدن به یاس و ناامیدی رهایی می بخشد. برای روشن شدن اهمیت این موضوع به اختصار ابعاد مختلف مساله خودباوری در این مقال مورد بررسی قرار می گیرد:

ادامه در لینک مطلب


ادامه مطلب





پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  :: نويسنده : یاران 313
 بسم الله الرحمن الرحیم


سال 1389، سال «کار مضاعف و همت مضاعف» نامیده شد. در واقع اینکه چه شد که چنین نامی توسط رهبر فرزانه انقلاب برای امسال انتخاب شد خود یک مسئله قابل توجه است و اینکه چه باید کرد تا این نامگذاری در سال جاری جامه توفیق نسبی به تن نماید بحث دیگری است. با این وجود و اگرچه قصد ما توضیح قسم دوم است ولی بدون درک اجمالی از بخش نخست نمیتوانیم روشی مطمئن و پاسخگو برای «چه باید کرد؟» پیدا کنیم.

به تصریح سند چشم انداز بیست ساله مقرر داشته است: «ايران كشوري است توسعه‌يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه، با هويت اسلامي و انقلابي، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بين‌الملل». معادله بسیار ساده است: «بدون کار و تلاش هدفمند و طرح ریزی شده به جایی نمیتوان رسید.» چنانکه گفتهاند: «همت بلند دار كه مردان روزگار....از همت بلند به جايي رسيده‌اند». مقام معظم رهبری نیز با تأکید بر این اهمیت بیان داشتهاند: «سال همت مضاعف و كار مضاعف. اين تشريفاتى نيست، نمايشى نيست؛ اين خط روشنى را به ما نشان مي‏دهد.»

امّا اینکه باید چه کرد تا بتوان ظرفیت لازم برای «همت و کار مضاعف» را فراهم کرد مسئلهای است که باید برای آن غیر از مقررنامه، اقدام به درونی کردن این ارزش نماییم. به عبارت دیگر تحقق ارزش «همت و کار مضاعف» بدون توجه به «سرمایه اجتماعی» ممکن نیست.

امروزه، در كنار سرمايههاي انساني، مالي و اقتصادي، سرمايه ديگري به نام سرمايه اجتماعـــــــي (SOCIAL CAPITAL) مورد توجه قرار گرفته است. اين مفهوم به پيوندها، ارتباطات ميان اعضاي يك شبكه به عنوان منبع با ارزش اشاره دارد كه با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا ميشود. سرمايه اجتماعي كه بدواً صبغهاي جامعه شناسانه داشته است، به عنوان يك اهرم توفيق آفرين مطرح و مورد اقبال فراوان در علوم مدیریتی نيز واقع شده است. ســرمايه اجتماعي، بستر مناسبي براي بهرهوري سرمايه انساني و فيزيكي و راهي براي نيل به موفقيت قلمداد مي شود. مديران و كساني كه بتوانند در سازمان و جامعه هدف، سرمايه اجتماعي ايجاد كنند، راه كاميابي شغلي و جمعی خود را هموار ميسازند. از سوي ديگر، سرمايه اجتماعي به زنــــــدگي فرد، گروه و جامعه معني و مفهوم ميبخشد و کار و زندگي را ساده تر و ثمر بخشتر ميسازد.

تعريف رايج سرمايه اجتماعي در روايت كاركرد گرايانه آن عبارت است از روابط دوجانبه، تعاملات و شبكه هايي كه درميان گروههاي انساني پديدار مي گردند و سطح اعتمادي كه در ميان گروه و جامعه خاصي، به عنوان پيامد تعهدات و هنجارهايي پيوسته با ساختار اجتماعي، يافت ميشود. البته در مقابل گروهی دیگر معتقدند اين مفهوم را در بررسي اين موضوع به كار مي گيرد كه چگونه تحرك پيوندهاي مربوط به شبكه هاي اجتماعي، سلسله مراتب اجتماعي و قدرت تمايز يافته را تقويت مي كند. با وجود اين، نكات مشترك اين دو ديدگاه درمورد سودمندي سرمايه اجتماعي در افزايش برخي ويژگيها، مانند آموزش، تحرك اجتماعي، رشد اقتصادي، برتري سياسي و درنهايت توسعه است.

سرمايه اجتماعي شيئي واحد نيست، بلكه انواع چيزهاي گوناگوني است كه دو ويژگي مشترك دارند: همه آنها شامل جنبهاي از يك ساخت اجتماعي هستند، و كنشهاي معين افرادي را كه در درون ساختار هستند تسهيل مي كنند. سرمايه اجتماعي، مانند شكلهاي ديگر سرمايه مولد است و دستيابي به هدفهاي معيني را كه در نبودن آن دست يافتني نخواهد بود امكان پذير ميسازد. سرمايه اجتماعي، مانند سرمايه فيزيكي و سرمايه انساني كاملاً تعويض پذير نيست.

امروزه سرمايه اجتماعي، نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در سازمانها و جوامع ايفا ميكند و شبكه هاي روابط جمعي و گروهي، انسجام بخش ميان انسانها، سازمانها و انسانها و سازمانها با سازمانها مي باشد. در غياب سرمايه اجتماعي، ساير سرمايهها اثربخشي خود را از دست مي دهند و بدون سرمايه اجتماعي، پيمودن راههاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي، ناهموار و دشوار ميشوند. به این ترتیب اگر برنامهای برای ایران 1404 طراحی شده لازمهی آن ایجاد سرمایهی اجتماعیای متناسب با این برنامه است. برنامهای که به نحو فشرده قصد بهرهگیری از تمامی طرفیتهای کشور را دارد میبایست سرمایه اجتماعی لازم برای کار و همت مضاعف آن را هم طراحی کند. این برنامه میبایست در طراحی لایحه «برنامه پنجم» توسط دولت رقم بخورد، نکتهای که ظاهراً جای خالی آن در برنامه پنجم بیش از هر چیز خود نمایی میکرد و به لطف درایت رهبری این کمبود باید دوباره توسط سیاستگذاران (مجلس و دولت) مورد توجه و تعمیق قرار بگیرد.


ادامه مطلب





 بسم الله الرحمن الرحیم

1ـ در سي‌سال گذشته در زمينه‌هاي مختلف شاهد پيشرفت‌هاي شگرفي بوديم و استعدادهاي جوانان کشور در مسائل علمي، صنعتي توانسته‌ است به ظهور برسد و شعار «ما مي‌توانيم» که حضرت امام خميني(ره) در ابتداي انقلاب مطرح نموده‌اند جامه عمل به خود پوشيده است از طرف ديگر ظرفيت‌هاي انساني، امکانات و توانايي‌هاي طبيعي و مادي ملت و کشور ما به گونه‌اي است که ما مي‌توانيم با کارآمد نمودن ساختارهاي داخلي و رفع موانع موجود در زمينه‌هاي مختلف شاهد جهش‌هاي بزرگي باشيم که بتوانيم رتبه‌اي بزرگ‌تر و شايسته‌تر در ميان کشورهاي منطقه وجهان کسب نمائيم در اين نوشتار کوتاه سعي شده است اهم مشکلات و موانع که در سر راه جهش‌هاي وجود دارد مطرح شود اميد است مراکز تحقيقاتي و پژوهشي ما با ارائه تحقيقات کاربردي بتوانند راه‌هاي رسيدن به وضعيت مطلوب در مورد شعار همت مضاعف ـ کار مضاعف را به دستگاه‌هاي قانون‌گذار، اجرايي و قضاييه ارائه نمايند. 2ـ عدم تصويب و اجراي طرح آمايش سرزمين، در سي‌سال گذشته؛ اگرچه کارهاي زيربنايي زيادي در استان‌هاي کشور انجام گرفته است و چهره مناطق محروم دگرگون شده است، اما فاصله استان‌هاي محروم و برخوردار بخصوص در زمينه‌هاي اقتصادي هنوز وجود دارد و روند مهاجرت از روستاها و شهرهاي کوچک به سمت شهرهاي بزرگ ادامه دارد.
نبود يک طرح آمايش مصوب که چشم‌انداز هر استان را به طور دقيق و همه‌جانبه مشخص نمايد و سهمي که هر استان مي‌بايستي طي افق چشم‌انداز و در برنامه‌هاي پنج ساله از اعتبارات ملي و همچنين اعتبارات بانکي بهره‌مند شود مشخص نيست و همچون گذشته مي‌بايستي مديران و نمايندگان استان‌ها و ائمه جمعه به دنبال طرح‌ها و بودجه‌ها در دستگاه‌هاي اجرايي حضور داشته باشند و پيگير کار باشند و به طبع استان‌هاي بزرگ که داراي نمايندگان بيشتري هستند و در مراکز تصميم‌گيري نخبگان صاحب‌منصب دارند از امکانات و اعتبارات بيشتري استفاده خواهند کرد. لازمه اجراي عدالت اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، تدوين، تصويب و اجراي طرح آمايش سرزمين مي‌باشد.
3ـ ساختار دولتي گسترده و متمرکز؛ اين مسئله باعث پايين آمدن بهره‌وري و به هدر رفتن نيروها و امکانات زيادي در سراسر کشور شده است که البته در سالهاي گذشته قدم‌هاي خوبي در جهت اعطاي اختيارات به استانداران و گسترش اختيارات شوراها است برداشته شده که البته به هيچ وجه کافي نيست و در اين جهت دولت مي‌بايستي تا آنجا که امکان دارد اختيارات اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و حتي قسمتي از اختيارات سياسي خويش را به ديگر نهادهاي مردمي و عمومي واگذار نمايد و اين روند مي‌بايستي شتاب بيشتري در سال جاري و سالهاي آينده به خود بگيرد.
4ـ تدوين، تصويب و اجراي الگوي مديريت؛ در بعد از انقلاب اسلامي يکي از مسائلي که مغفول مانده است پرداختن به الگوي مديريت در کشور مي‌باشد با وجود اينکه ما در جنگ تحميلي و سازندگي کشور الگوهاي عملي خوبي را به نمايش گذاشتيم كه تحت عنوان مديريت بسيجي با مديريت جهادي مي‌توان از آن نام برد اما متاسفانه تاکنون اين عملکرد‌هاي بي‌نظير به صورت نظريه‌هاي مديريتي تدوين نشده است و در سطوح مختلف به عنوان متون آموزشي ارائه نگرديده است و هم‌اکنون مديراني که کشور را اداره مي‌نمايند به طور عمده براساس تجربيات شخصي و آموزه‌هاي مختلف و احيانا متفاوت در مصدر امور مي‌باشند که اين عدم هماهنگي در روش‌ها، سياست‌ها، و خط‌مشي‌ها باعث دوباره کاري و اتلاف منابع زيادي شده است که اميد است مورد توجه قواي مختلف بخصوص دولت خدمتگزار و مجلس محترم قرار گيرد. در صورتي که اين مهم صورت پذيرد و ما داراي الگوي مديريتي بر اساس باورهاي مذهبي و فرهنگ‌ ملي خودمان باشيم شاهد بهره‌وري در همه زمينه‌ها خواهيم بود.
5ـ شايد يکي از بخش‌هاي اصلي که در آن بازدهي و پيشرفت کم بوده است و مردم هنوز گرفتار معضلات اين بخش هستند بخش اقتصادي کشور مي‌باشد، اقتصاد ما داراي بيماريهاي مزمن و نهادينه شده‌اي است که اميد مي‌رود با اجراي طرح هدفمند کردن يارانه‌ها قدم بزرگي در حل مشکلات برداشته شود اما پيشنهاد مي‌شود براي تسريع در حل مشکلات بخش اقتصادي دولت مبادرت به ايجاد يک معاونت حمايت از سرمايه‌گذاري در نهاد رياست جمهوري نمايند همانطور که دولت نهم در سفرهاي استاني و اجراي پروژه‌هاي عمراني موفق بود اين بار هم بتوانند در جلب سرمايه‌هاي داخلي و خارجي موفقيت شاياني را کسب نمايد اين معاونت مي‌تواند در جهت اصلاح قوانين موجود تسريع در اجراي اصل 44 قانون اساسي و پيگيري مشکلات اجرايي سر راه سرمايه‌گذاريهاي موجود و آينده را به عهده بگيرد.
6ـ در اين راستا رسانه‌هاي نوشتاري، ديداري و شنيداري نيز داراي وظيفه‌اي سنگين و اثرگذار مي‌باشند و مسئولين رسانه‌ها مي‌بايستي اقدامات مثبت را بازتاب دهند و مشکلات و موانع را از نگاه منتقدي مشفق به اطلاع مردم و مسئولين برسانند تا هر چه زودتر چاره کار براي برطرف کردن مشکلات برداشته شود.


ادامه مطلب








( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >